ملاقات در آنجایی که باید تصمیم گرفت

51xSZasX0HL
ملاقات عنوان نمایشنامه ای است که در ایران بیشتر آن را با نام “ملاقات بانوی سالخورده” ، با ترجمه و اجرای حمید سمندریان، کارگردان فقید تئاتر میشناسند. در ابتدا ما یک شهر فلک زده داریم که دچار ورشکستی است و شهروندانش با مشکلات معیشتی روبه رو هستند. شهردار، معلم ، کشیش و پاسبان همچون شخصیت هایی تیپیک در درام حضور دارند و “ایل” عهده دار شخصیت یک شهروند برجسته است که سرنوشت شهر بستگی عجیبی به وی پیدا می کند.
از آنجا که در بدبختی و تیره روزی همگان به امید روزنه ی خوشبختی همواره در انتظار حادثه اند، ملاقات بانوی سالخورده، پیرزنی که زمانی معشوقه ی “ایل” بوده و اینک پس از سالها با خروارها ثروت و خدم و حشم پا به  شهر دوران کودکی اش می گذارد، می رود که چشم ساکنان “گالن” را روشن کند. گره داستان چند صفحه بعد و با در میان گذاشتن شرط وی برای کمک مالی هنگفتی به شهر و ساکنانش آغاز می شود. شرطی که وجدان را به ورطه ی آزمایش می برد و مفهوم “عدالت” و “انسانیت” را توامان به چالش می کشد. هر کسی تن به این شرط دادن را ناجوانمردانه می خواند اما مطمئن است دیگرانی پیدا خواهند شد که جور بقیه را بکشند، عدالت به مسلخ رفته ی بانوی سالخورده را به جان بخرند و شهر را نجات دهند.
گذشته از مشکلی که با نثر ترجمه ی سمندریان و دیالوگ های تئاتری بعضا مصنوع دورنمات داشتم(که البته می تواند در ظرف تجربه ی تئاتری به راحتی توجیه شود) ، درام حد بالایی از کنش و درگیری ایجاد می کند که برخی بدقوارگی های نثر را کنار زده ، تصویری دراماتیزه شده از روابط انسانی را پیش چشم شما می آورد و ساعاتی طلایی برای شما می سازد.