ترک و توران در شاهنامه فردوسی

اخیرا مطلبی در جریده‌ای تبریزی حساسیت‌هایی را برانگیخته است. نظر من این است که متن بازنویسی شده برای کودکان، متنی ضعیف و ناپخته بود و صد البته با کلمات و ترکیبات بهتری می‌شد که بازنویسی شود، اما کسی که کتاب به دست نگرفته و تاریخ نخوانده و اسیر غلطهای مصطلح است، طبیعی است که ناراحت شود و به او بربخورد.
تورانیان، در اصل سکاهای ایرانی‌نژادند که در دوره ساسانی کم کم جای خود را به ترکانی که از شرق به غرب در حال هجرت و جابجایی بودند دادند. از این رو، فردوسی ترکان و چینی ها را نیز در شمار تورانیان ذکر کرده و تورج، فرزند فریدون ایرانی را شاه ترک و چین خطاب کرده است. شما اگر از یک نسخه‌ی اصیل و صحیح رویارویی ایرانیان و تورانیان را بخوانید، احترام متقابل بین این دو، و لحن تحسین برانگیز فردوسی در این میانه را خواهید ستود. مثلا در پادشاهی منوچهر، زنان ترکی که ندیمه‌های رودابه‌اند خردمند و مهربان تصویر می‌کند:

“ورا پنج ترک پرستنده بود
پرستنده و مهربان بنده بود
بدان بندگان خردمند گفت
که بگشاد خواهم نهان از نهفت”

یا در وصف جنگاوران تورانی:

“بفرمود تا نزد او شد قلون
ز ترکان دلیری گوی پرفسون”
“ازین پرهنر ترک نوخاسته
بخفتان بر و بازو آراسته”

در صحنه‌های رزم هم رجز خوانی های دو طرف، طبیعتا حالت نزاع و جنگ دارد و طبیعتا سراینده‌ی حماسه، نهایتا رایش با عنصر وطنیست. اما آنجا که باید، چه در فرجام جمشید و چه در پادشاهی کاووس، به نکوهش و بیخرد خواندن عنصر ایرانی نیز دست می‌زند و جانب انصاف دارد.
در شاهنامه فردوسی، ایران در برگیرنده‌ی همه ی ایرانیان است. ترک و توران شاهنامه را در جغرافیای گنونی ایران‌ جستن خطای آشکار است. ترک و تورانی و چینی که در دو بخش نخست گاه در کنار ایرانی ستوده می‌شود و گاه در صحنه‌ی رزم دشمن می‌گردد، عنصری خارجیست و آن را باید در تاریخ و زمان‌ خودش جست. برجسته‌ترین و نفیس‌ترین شاهنامه‌ها به سفارش شاهان ترک نژاد یا ترکزبان رونویسی شده‌اند، شاهنامه بایسنقری و شاهنامه‌های متعدد دوران صفوی و دربار عثمانی گواه این سخن هستند. شاه اسماعیل وقتی در تبریز خطبه خواند و خود را فرزند جمشید و فریدون و کیخسرو خواند بر این آگاه بود. همه بر این آگاهی بکوشند و به ریسمان وحدت چنگ‌ بزنند به جای اینکه بر طبل دروغ و افترا بکوبند. البته این نیز‌ بر ماست که در امروزی کردن روایت‌های تاریخی بکوشیم و راه را بر کژتابی‌ها و سوبرداشتها ببندیم.