مرض عشق دارم من

bd

Love Sick

I’m walking through streets that are dead

Walking, walking with you in my head
My feet are so tired
My brain is so wired
And the clouds are weeping.

Did I hear someone tell a lie?
Did I hear someone’s distant cry?
I spoke like a child
You destroyed me with a smile
While I was sleeping.

I’m sick of love that I’m in the thick of it
This kind of love, I’m so sick of it.

I see, I see lovers in the meadow

I see, I see silhouettes in the window

I’ll watch them ’til they’re gone
And they leave me hanging on
To a shadow.

I’m sick of love, I hear the clock tick
This kind of love, ah, I’m love sick.

Sometimes the silence can be like thunder
Sometimes I wanna take to
the road and plunder
Could you ever be true
I think of you
And I wonder.

I’m sick of love, I wish I’d never met you
I’m sick of love, I’m trying to forget you.

Just don’t know what to do
I’d give anything to
Be with you..

Bob Dylan

 

 

 

مریض عشق

 

مرض عشق دارم من ،

تو  خیابونهایی گز می کنم که مردن

گز می کنم ، با تو توی سرم گز می کنم

پاهام خیلی خسته شدن

مخم رو انگاری  که سیم پیچی کردن

و ابرام که دارن زار می زنن .

 

مثه اینکه شنیدم کسی داره چاخان میکنه؟؟

انگاری شنیدم یکی داره اون دور دورا گریه می کنه؟

مثه بچه ها حرف می زدم

تو من رو  محوم کردی

با لبخندت

وقتی که من خواب بودم.

 

مرض عشق دارم من

که تا خرخره توش فرورفتم

اینطوریاس عشق ، من خیلی مریضشم .

میبینم ، عاشقا رو رو چمنا ،

میبینم ، نیمرخای سایه روشن رو تو پنجره ها  میبینم

تماشاشون میکنم تا وقتی که محو میشن

و باز تنهام میزارن تو تاریکی .

 

مرض عشق دارم من

، تیک تاک ساعت رو می شنوم

اینطوریاس عشق ، آه ، من عاشق این مرضم.

بعضی وقتا سکوت

می تونه مثه صدای رعد باشه

بعضی وقتا می خوام بزنم به خط آخر و آشوب راه بندازم

ببینم آخه تو اصلا می تونی واقعی باشی؟

به تو فکر می کنم

و راس راسی قاط میزنم .

 

مرض عشق دارم من

، می گم ای  کاش هیچوقت ندیده بودمت.

مرض عشق دارم من

، دارم زور میزنم  بیخیالت شم.

فقط بلد نیستم چیکار باس بکنم

دار و ندارم و می دم

تا باهات باشم .

 

ترجمه ی آزاد  از مهدی اکبری فر ( ۱۳۸۷ )

Voda، و انگل‌های فروسیاره‌ای که پول، اعتماد و دوستی را از شما می‌دزدند…

در این نوشته، تجربه و موشکافی پسری از عطارد را در برخورد با یک شرکت کلاهبرداری به اصطلاح “بازاریابی شبکه‌ای” خواهید خواند. یک به یک حقه های و وعده ها در این نوشته بررسی و بصورت مستند برملا شده‌اند.

همیشه قضیه اینطور اتفاق می افتد که یک دوست عزیز، قراری را صبح یک روز تعطیل با شما می گذارد. احتمالا تصور شما از آنچه اتفاق خواهد افتاد، یک قرار دوستانه و قدم زدن و گپی خواهد بود و یا شاید مرور خاطرات گذشته، همین است که از علت قرار پرس و جو نمی کنید و یا اگر هم بپرسید احتمالا جواب درست و حسابی نخواهید گرفت.
حالا ساعت قرار است، دوستتان روی نیمکتی نشسته و منتظر شماست. بعد از احوال پرسی و شوخی های معمول، سر صحبت اینطور باز می کند که یک پیشنهاد کاری برای شما فراهم شده، و قرار است که همکار دوستتان به زودی به شما ملحق شود و همه چیز را توضیح دهد. اینجا آرام آرام باید حس ششم شما به کار بیافتد، از آنجایی که به احتمال خیلی زیاد یک عطاردی باهوش نیستید، شروع می‌کنید به یافتن پاسخ این پرسش که کدام استعداد یا توانایی شما نظر دوستتان را جلب کرده که به پیشنهاد همکاری کشیده است؟ طبیعتا تا رسیدن شخص سوم، نتیجه‌ی مطلوبی از در نظر گرفتن احتمال ها به دست نخواهید آورد. نفر سوم که رسید، اول خودش را به شما معرفی خواهد کرد و بصورت خودکار نام و تاریخ تولد و رشته تحصیلی اش که به احتمال خیلی زیاد حسابداری، حقوق یا اقتصاد است را برای شما بازگو خواهد کرد و از شما خواهد خواست که خودتان را معرفی کنید. همینجا یک عطاردی شصتش خبردار خواهد شد که اگر این قرار از قبل گذاشته شده، حتمن این شخص سوم که من اسمش را آقای سیاه می گذارم، باید اسم و سن و خیلی چیزهایتان را قبلا از دوست مشترکتان پرسیده باشد. در وهله بعد شغل شما مورد سوال قرار می گیرد، فرقی نمی کند که در جواب خودتان را سناتور ایالات متحده، معلم دبیرستان، مهندس پالایشگاه و یا مدیر روابط بین سیاره ای ناتسا معرفی کنید، آقای سیاه شروع به دسته بندی شغل‌های مختلف برای شما، و برجسته کردن عیب هر شغلی خواهد کرد. اول بسم الله هم از کارمندی که حال بهم زن ترین شغل دنیاست کار شروع می شود تا توفیق بیشتری پیدا کند. به زودی متوجه خواهید شد که با یک پیام ضبط شده مواجه هستید، همه جمله ها با نظم عجیب و کسل کننده ای پشت سر هم چیده شده اند و در چشم های آقای سیاه که خیره می شوید، انگار هیچ ارتباطی تصویری بین پیام ضبط شده و حس چشم ها پیدا نمی کنید(شاید یک زمینی این متوجه این تفاوت نباشد، خودتان را ناراحت نکنید). اگر از حداقل بهره هوشی حلزون برای تشخصی تفاوت کلم و سنگ بهره مند باشید، متوجه خواهید شد که شما در واقع دارید “پرزنت” می شوید و با یک شرکت هرمی (Pyramid scheme) طرف هستید. آقای سیاه طوری برنامه ریزی شده که دقیقا همینجا تقه ای به شما بزند و شروع کند به زدودن برچسب “هرمی” و توضیح اینکه شرکت در زمینه “نتورک مارکتینگ” یا بازاریابی شبکه ای فعال است، قانونی کار می کند، خدمات می فروشد و حتی کمیسیون تجارت فدرال ایالات متحده (FTC) هم این تجارت را قانونی می داند. به شما گفته می شود که سایت وزارت صنعت، معدن و تجارت علاوه بر قانونی دانستن فعالیت شرکت‌های نتورک مارکتینگ، تصریح کرده که نیازی به داشتن دفتر مرکزی در ایران نیست. بعد به ۱۰۱ قانون کمیسیون تجارت فدرال اشاره میکند که این قوانین یک شرکت نتورک مارکتینگ را از شرکت هرمی متمایز می کند و ادعا بر این می شود که شرکت VODA تمامی این قوانین را رعایت می کند و از همین حیث یک شرکت بازاریابی شبکه ای معتبر بین المللی بریتانیایی با دفتری در جزیره ای در دریای کاراییب است.
۶۳۵۹۹۲۱۴۲۰۹۵۶۱۰۴۶۱۲۰۵۶۹۳۰۶۵_۱۱۰c1b070e5d1bd85244746599218beac7afff8111333347801fb6711082f7e3
طبق گفته‌ی آقای سیاه، این شرکت در زمینه‌ی فروش Vacation یا رزرو هتل فعالیت می کند. به این ترتیب که شما یک بسته ی مثلا ۵ امتیازی می خرید، که شامل ۲۰ روز رزرو هتل در سه کشور اندونزی، فیلیپین و مالزی با ۳ همراه رایگان است که به مدت دو سال می توانید از این فرصت استفاده کنید. با خرید این بسته ۲۰۰۰ دلاری، شما وارید زیر شاخه ی شخصی می شوید که شما را معرفی کرده است، در مرحله بعدی، شما برای اینکه بتوانید درآمد کسب کنید، باید دو نفر را به عنوان زیر شاخه خودتان به تیم اضافه کنید، تا پس از اینکه هر دو این افراد هم خرید خود را انجام دادند، مبلغی (۱۰۰ دلار) به عنوان حق معرفی و ۱۰۰ دلار حق تعادل (جمعا ۲۰۰ دلار)، از خرید اولین زیرشاخه ها به حساب شما واریز شود. قرار بر این است که این روند همینطور ادامه پیدا کند و زیر شاخه ها گسترش پیدا کنند تا زمانی که شما به مبلغ حد نصاب (اگر اشتباه نکنم و درست یادم باشد حدود ۲۰ هزار دلار در ماه) برسید و بازنشسته اعلام شوید. از این پس، شما بدون اینکه نیاز داشته باشید زیرشاخه هاتان گسترش پیدا کند، یک مبلغ جادویی را ماهانه دریافت کرده، و میتوانید با خیال راحت از کهکشان راه شیری فاصله بگیرید.

Read more “Voda، و انگل‌های فروسیاره‌ای که پول، اعتماد و دوستی را از شما می‌دزدند…”