راهنمایی برای نوشتن یادداشت‌ها و استاتوس‌های شبه فلسفی

حتما تاکنون با نوشته‌های بی سر و تهی برخورد کرده‌اید که سعی در توضیح یک مسئله پیش پا افتاده دارند با انبوهی از جملات در هم تنیده و عجیب و غریب که خواننده‌ی ناآگاه را می‌تواند دچار بهت و حیرت از خیال فیلسوف بودن نویسنده کند. لغت شبه فلسفی را به کار بردم، چرا که این نوشته‌ها در عین اینکه اثری از فلسفیدن در بطن خود ندارند، اما همواره سعی در قالب کردن خود در چنین مضامینی داشته‌ند و شماری از نویسندگان این مطالب نیز امروز حتی کلاس‌های فلسفه در آموزشگاه‌های آزاد برگزار می‌کنند. عموم این نوشته‌ها از فرمول‌های مشخصی پیروی می‌کنند که میوه‌ی مقاله نویسی چپ زده است و نهایتا جز افزودن حجابی دیگر و البته گنگ بر مسئله، کاری از پیش نمی‌برد. در این مطلب که نتیجه‌ی بررسی و خواندن چندین یادداشت از این دست است، سعی کرده‌ام نخ نما، پوشالی و کلیشه‌ای بودن این متون را نشان دهم.

۱. برای توضیح یک مسئله از کلمات مثلا دشوار و زنجیره‌ای از صفات استفاده کنید. مثلا اگر می‌خواهید درباره‌ی اغاز جهان صحبت کنید، به جای “ابتدای جهان” از “هیچِ آغازین تجلی یافته در رخدادِ مادی” استفاده کنید.

۲. از هر ده کلمه‌تان یکیش از مشتقات ابداعی “سوژه” و “اوبژه” باشد. مثال: سوژه‌گی، سوژگانی، سوژه‌شدگی، سوژه‌بودگی و … . (حتما تنوع را در نظر بگیرید.) استفاده از این کلمات به همراه اسم شدیدا بر پیچیدگی متن شما خواهد افزود. از دو کلمه‌ی “دال” و “مدلول” نیز به همین ترتیب استفاده کنید، اصلا اهمیتی ندارد که این دو را با هم اشتباه می‌گیرید. واژه‌های “استعلا”، “هرمنوتیک”، “هژمونی” و “دیالکتیک” نیز بسیار کارآمدند. مثلا به جای “خاورمیانه داره به گا میره” از “خاورمیانه‌ای که اکنون مدلول اعظم است، در یک توالی نامتناهی به غلط استعلایی، قرار است هزینه‌ی بر تن کردن پیراهن سوژگی مدرنیستی غرب را، با دالِ خون، دلالت کند و با همه‌مقعدشدگی بپردازد. (نکته: از ساختن ترکیبات بدیع و جدید اصلا پرهیز نکنید، می‌توانید از واژنیدگی واژگون هم استفاده کنید).

۳. از بازی‌های زبانی استفاده کنید تا مخاطب را بیش از پیش شگفت‌زده کنید : “حقیقت کل است و کل حقیقت است” ، “تاریخ حقیقت ندارد اما حقیقت تاریخ دارد” و …

۴. از عناوین ابتکاری استفاده کنید، این تصور که عنوان باید با استاتوس بخواند را کنار بگذارید. مثلا برای نوشتن استاتوسی در تقبیح رای دادن می‌توان از عناوین زیر استفاده کرد: “در جستجوی گوش ونگوگ : درآمدی بر دیالکتیک تَکرار”، “درس‌هایی از کمون پاریس”، “در نقد آرای استعلایی” و … .

۵. کل متن شما حول یک ایده‌ی اولیه می‌گردد. لازم نیست که این ایده را شرح و بسط دهید در متن، بلکه آن را به طرق مختلف در استاتوس تکرار کنید. جملات تکراری نباید به قدری شبیه یکدیگر باشند که خواننده‌ی ناآگاه به آن پی ببرد. او مجبور خواهد شد که هر پاراگراف را چندین بار بخواند و از اینکه نمی‌فهمد انگشت حیرت به دهان کند.

استاتوس‌های شما هر چه پیچیده‌تر باشد و غلظت موارد بالایی را بیشتر کنید، شانس سلبریتی شدن شما بالاتر رفته، احتمال کسب درآمد از طریق کلاس‌های خصوصی و موسسه‌ها‌ را خواهید داشت. اصلا هم لازم نیست زحمت خواندن متون فلسفی به زبان اصلی را بکشید تا متوجه شوید که اصل قضیه چطور است.
از هم اکنون تلاش بفرمایید.