نگاهی به مجموعه شعر “تنها همین یک پیراهن آبی” / سحر یحیی پور

مجموعه شعر «تنها همین یک پیراهن آبی» اثر «مهدی اکبری فر» سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات «دوات معاصر» منتشر شد . این کتاب در ۹۵صفحه ، شصت و دو شعر از اکبری‌فر را در خود جای داده است. اولین نکته‌ی قابل توجه در اشعار این مجموعه توجهی شاعر به اجراست. شاعر شعرهای عاری از توصیف و توضیح می‌نویسد و روایت را آنگونه پیش می‌برد که شعر بیشتر در ساختار عمودی شکل می‌گیرد. به عبارتی دیگر او شاعر شعرهایی نیست که در سطرها شکل می‌گیرند:.
***
«از سر کار می‌آیم
و خودم را از چوب لباسی آویزان می‌کنم
ادامه‌ام
آنقدر خسته است که به تختخواب نمی‌رسد»

سطرها با بیانی ساده، بدون حذف یا جابه‌جایی ارکان بیان می‌شوند و از این جهت شاعر تا حد امکان زبان خود را از تصنعی بودن دور نگه داشتهاست. این گونه نوشتن‌ها، یعنی نوشتن بر پایه‌ی تصاویر مخیل، بدون به‌کاربردن تکنیک‌ها و شگردهای زبانی کار شاعر را در ایجاد نوآوری و خلاقیت سخت می‌کند. در حقیقت تخیل شاعرانه در چنین شعرهایی تنها به نگاه و نازک‌بینی شاعر وابسته است و هر چه شاعر توجه بیشتری به جزئیات شاعرانه‌ی جهان پیرامون خویش داشته باشد موفق‌تر عمل خواهد کرد. این نگاه، گاهی دست شاعر را در تنوع واژگان و سوژه‌های مورد استفاده می‌بندد، اما در شعرهای این مجموعه واژگان و فضاهای ایجاد شده متنوع‌اند.
در شعرهای اکبری‌فر اشیا تشخص می‌یابند. شاعر با برهم زدن روابط علت و معلولی و به‌کار بردن استعاره‌ها سعی در آفریدن خیال دارد. شاعر با تنوع واژگانی و خلق تصاویر نو و کمتر استعمال شده ، جهانی تازه را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد که چندان دور نیست و سریعاً تداعی می‌شود.

« تکه‌هایی از صدای تو
در اتاق سرگردانند
و نظم چیزها را به هم ریخته‌اند
تختخواب چسبیده به دستگیره‌ی در
ساعت با خودش حرف می‌زند
اتاق فرار می‌کند از خودش
و آینه
دنبال من می‌گردد»

در شعرهای اکبری‌فر، اضافه‌های استعاری و تشبیهی کمی دیده می‌شوند و ایماژها دور از انتزاع ند. با توجه به جهان به روز و فضاسازی‌هایی که در آنها نقش اشیا پر رنگ است، عینیت در شعرهای این مجموعه جایگاهی خاص دارد:

«تنها نقشه‌ی روی دیوار
و کوهستانی که تا زانوانم رسیده است
از حال من خبر دارند»

هفته نامه دوات / شماره ۳۸/ یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶